استان مازندران
|
استان مازندران |
|
موقعیت |
|
|
|
اطلاعات |
|
مرکز استان: |
ساری |
|
مساحت : |
23756 km2 |
|
جمعیت۲۰۰۵ • پراکندگی : |
2.823.606 122.6 km2 |
|
شمار شهرستانها: |
17 |
|
منطقه زمانی: |
IRST UTC+۳:۳۰ |
|
-تابستان (دیاستی): |
IRST UTC+۴:۳۰ |
|
زبان(های) اصلی: |
مازندرانی , فارسی |
استان مازندران در شمال كشور
جمهوري اسلامي ايران و با وسعتي معادل 23756.4 كيلومتر مربع حدود 4.61
درصد از مساحت كشور را در بر داشته و هجدهمين استان از اين حيث در كشور
محسوب مي گردد . درياي خزر درشمال ، استانهاي تهران و سمنان در جنوب و
استانهاي گيلان و گلستان به ترتيب در غرب و شرق استان قرار دارند .
مازندران بر اساس آخرين
تقسيمات كشوري داراي 17 شهرستان به نامهاي آمل ، بابل ، بابلسر ، بهشهر ،
تنكابن ، جويبار ، چالوس ، رامسر ، ساري ، سوادكوه ، قائمشهر ، گلوگاه ،
محمود آباد ، نكا ، نور ، نوشهر و فريدونكنار ، 51 شهر ، 44 بخش ، 113
دهستان و 3697 آبادي می باشد .
آب و هواي مازندران ، معتدل و مرطوب (
معروف به معتدل خزري ) است . امتداد كوههاي البرز در جنوب ، نزديكي به دريا
و پوشش گياهي از دلايل اصلي تعديل آب و هواي اين منطقه است .
از لحاظ
طبيعي مازندران به سه قسمت اصلي كوهستاني در جنوب ، ميان بند در وسط و جلگه
اي در شمال تقسيم مي شود . شيب ناهمواريهاي آن از غرب به شرق به موازات
درياي خزر است . رشته كوه البرز با رودهاي كوچك و بزرگي كه درامتداد شمالي –
جنوبي آن جريان دارند به سه منطقه غربي ، مركزي و شرقي تقسيم شده است .
بر
اساس سرشماري سال ۱۳۸۵ ، جمعيت استان مازندران بالغ بر ۲۹۲۰۶۵۷ نفر مي
باشد كه تقريبا31 /4 درصد جمعيت كل كشور را تشكيل مي دهد . از اين تعداد
۵۰/۲درصد را مردان و ۴۹/۸درصد را آن را زنان تشكيل مي دهند .
اهالي
مازندران به زبانهاي فارسي و گويش مازندراني تكلم مي كنند . گويش مازندراني
كه بازمانده زبان ايرانيان قديم ( پارسي ميانه ) است تقريبا در همه جاي
استان متداول است . مازندراني ها خود را گيلك و زبان خود را گيلكي مي نامند
. در این استان ۹۹/۷درصد جمعیت آن را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند .
بررسي
وضعيت نيروي انساني و اشتغال استان نشان مي دهد از کل جمعیت استان ۱۰۱۴۷۶۴
نفر ( معادل ۳۴/۷درصد ) از لحاظ اقتصادی فعال بوده و بطور تقریبی از هر
۸/۲ نفر جمعیت استان تنها یک نفر فعال و یا در جستجوی کار بوده است . نرخ
بیکاری استان 84/10 و نرخ اشتغال ۸۹/۱۴درصد بوده است .
در سال ۱۳۸۵
جمعيت شش ساله و بالاتر استان ، ۲۶۹۲۹۸۴ نفر بوده كه از اين تعداد ۲۲۸۹۸۸۶
نفر باسواد ( معادل ۸۵/۰۱ درصد ) و مابقي بي سواد بوده است . نرخ باسوادي
در مناطق شهري و روستایی به ترتيب ۹۰/۰۵ و ۷۹/۳۰درصد بوده است .
شهرستانها
*
شهرستان آمل که ۱۲٫۱۱٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل آمل،
لاریجان، شاهاندشت، آب اسک، نیاک)
* شهرستان بابل، سابقا
بارفروش که ۲٫۱۶٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل: بابل، بندپی
غربي، بند پي شرقي، امیرکلا،گتاب،بابلکنار،لاله آباد)
*
شهرستان بابلسر که ۰٫۶٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل:
بابلسر،رودبست،بهنمیر، )
* شهرستان بهشهر، نام پیشین اشرفی که
۲٫۶٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل: بهشهر، رستمکلا ، زاغمرز
،گرجی محله، میانکاله)
* شهرستان جویبار که ۶٫۲٪ از جمعیت
استان را داراست.
(شامل: جویبار، لاریم، کردکلا) - تکیه کردکلا
در زمان حاج نجف خان کرد احداث گردید
* شهرستان چالوس، نام
پیشین شالوس که ۲٫۴٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل: چالوس،
مرزن آباد، کلاردشت، نمک آبرود)
* شهرستان رامسر، نام پیشین سخت
سر که ۴٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل: رامسر، جواهر ده)
* شهرستان ساری، مرکز استان که ۷٫۱۶٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل: ساری، دودانگه (پریم)، چهاردانگه (کیاسر)، فرح آباد، گلما، لاک
دشت)
* شهرستان سواد کوه که ۴٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل: پل سفید، زیرآب، شیرگاه، آلاشت، ورسک)
* شهرستان
تنکابن، نام پیشین شهسوار که ۵٫۶٪ جمعیت استان را داراست.
(شامل: شهسوار، نشتارود، دوهزار، سه هزار)
* شهرستان فریدونکنار
شامل:فریدونکنار.دهفری.خزرشهر.دریاکنار
* شهرستان قائمشهر، نام
پیشین شاهی، علی آباد که ۱۰٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل:
قائمشهر، کردی خیل، ارطه، تِلار)
* شهرستان گلوگاه.
(شامل: شهر گلوگاه و دو بخش مرکزی و کلباد).
* شهرستان
محمودآباد که ۹٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل: محمودآباد،
سرخرود)
* شهرستان نکا که ۷٫۳٪ از جمعیت استان را داراست.
(شامل: نکا، هزارجریب)
* شهرستان نوشهر که ۹٫۳٪ از جمعیت
استان را داراست.
(شامل:)
* شهرستان نور که ۵٫۳٪ از
جمعیت استان را داراست.
(شامل: نور، رویان، چَمِستان، لاویج)
نام مازندران
برخی ریشه نام مازندران را
آمیختهای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه ، ایندیرا و ان پس وند مکان
دانستهاند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو
بزرگ ، ایندیرا میدانند. گواه آن را هم شاهنامه دانستهاند که در آن از
مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام بردهاست و نیز ایندیرا را کوهی
دانستهاست در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت
زیر را سرودهاست:
نام کهن و اصلی مازندران
تبرستان است که در واقع تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم ؛البی که
درآن وجود دارد به نام قوم تپور میباشد که از شهر بايل تا شهر گرگان
امتداد دارد و مرکز آنها ساری (در منابع یونانی زاداکرتا) بود. از اقوام
دیگر مازندران قوم آمارد است که از آمل تا تنکابن وقوم کادوس از تنکابن تا
رامسر هستند. برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن میدانند . ماز
در زبان مازندرانی به زنبورعسل گفته میشود و کسانی که این ریشه یابی را
پذیرفتهاند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» میدانند .
عدهای نیز به این دلیل که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز
به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان میباشد اینطور
استنباط کردهاند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است وچون
این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام
خواندند مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان
سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بودهاست. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این
استان، کافی است که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این سرزمین،
شاهد رویدادهای تاریخی نبودهاست.
به همین سبب است که نویسندگان
و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیبهای تاریخی این سرزمین را در
کتابهایی به رشته تحریر در آوردهاند. از آثار نویسندگان روسی درباره
مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و از آثار نویسندگان
مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین مرعشی، و
از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ تبرستان به کوشش اردشیر برزگر و مازندران
از قدیمترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد مشکور را میتوان نام
برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این سرزمین متداول شد اختلاف
نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای
هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شدهاست عدهای هم تاریخ بکارگیری واژهٔ
مازندران را از سده چهارم هجری قمری به بع
زبان مازندرانی
زبان مازندراني يا طبري يا تپوري از
زبانهاي كهن ايراني است كه از شمال به درياي مازندران و از شرق تا گرگان و
از جنوب تا منطقه شهمير زاد، سنگسر ، فيروزكوه ، دماوند، لواسانات و مناطق
شمالي كوه امامزاده داود و طالقان تهران و از غرب به تنكابن و رامسر گسترش
دارد. در حال حاضر جمعيتي حدود ۳ ميليون نفر به زبان مازندراني صحبت مي
كنند، و اشعار و سروده هاي اجتماعي ، عرفاني و مذهبي به اين زبان تدوين و
سرائيده مي شود.
نژاد مردم
نژاد نامي ترين
اقوام بومي ، گروه ‹‹ آمردها›› بودند. اين اقوام از مشرق به مرز گرگان و
خراسان ، از مغرب به لنكران و قفقاز فعلي و از شمال به درياي مازندران و از
جنوب به ري ‹‹ رگا›› ي باستاني مي زيستند. آمردها به سه دسته متمايز تقسيم
مي شوند ، كادوسي ، آماردها و تپوري ها؛ كادوسي ها ‹‹ گلاي ، كادوز و
كاتوزي ›› به دو دسته بزرگ و كوچك تقسيم مي شدند ، گلايي هاي بزرگ از
لاهيجان تا لنكران و كوههاي تالش و گلايي هاي كوچك در گيلان كه نام گيلان
برگرفته از نام آنان است ، زندگي مي كردند. ‹‹ آماردها ›› از لاهيجان تا
مرز گرگان زندگي مي كردند كه سرزمين ‹‹ رويان ›› در گذشته يكي از محلهاي
استقرار اين اقوام و آمل باستاني نيز مركز (محل) فرمانروايي آنان بود.
‹‹تپوريها›› يا تيپرها كه طايفه اي جنگجو بودند، در رشته كوههاي شمالي
سمنان سكني داشته و نام قديم مازندران (طبرستان) منسوب به اين قوم است. در
دوره اسلامي عده زيادي از سادات حسني و حسيني و مرعشي در مازندران ساكن
شدند. طوايف و قبيله هاي ديگري نيز در دوران مختلف بوسيله پادشاهان به
مازندران كوچانده شده اند، از جمله آنها خواجه وندها ، عبدالملكي ها ، لك
ها، گرائيلي ها ، اصانلوها ۰۰۰ را مي توان نام برد.
ادبیات مازندرانی
مقاله اصلی : ادبیات
مازندرانی زبان مازندرانی (طبری قدیم) دارای ادبیات قابل توجهی
بودهاست. میدانیم که کتاب «مرزبان نامه» به زبان طبری نوشته شده بود و از
آن زبان به پارسی دری برگردان شدهاست. ابن اسفندیار دیوان شعری را به
زبان طبری با نام «نیکی نامه» بازگو میکند و آن را به اسپهبد مرزبان بن
رستم بن شروین نویسنده «مرزباننامه» نسبت میدهد. در قابوس نامه نیز دو
بیت به زبان طبری از نویسنده ثبت است. ابن اسفندیار از برخی شاعران این
سرزمین که به زبان طبری شعر میگفتهاند یاد کرده و نمونهای از سرودههای
ایشان را آوردهاست. در «تاریخ رویان» اولیاءالله آملی نیز ابیاتی از
شاعران مازندرانی به زبان طبری ضبط شدهاست.
مجموعهای از دو بیتیهای
طبری که به «امیری» سرشناس و به شاعری موسوم به «امیر پازوری» منسوب است،
در مازندران وجود داشته که «برنهارد درن» شرق شناس روسی نسخه آنها را به
دست آورده و زیر عنوان «کنزالاسرار» در سن پطرز بورگ (یا - سن پطرز بورغ)
با برگردان ترجمه پارسی چاپ کردهاست.
لهجهها
بررسی کارشناسانه در جلگهها و
سپس نواحی کوهستانی نشان میدهد؛ زبان تبری به دوازده لهجه در مناطق مختلف
مازندران تکلم میشود:
1. لهجه ساروی:
شامل «چهاردانگه» از «کیاسر» تا کوهستانهای «دودانگه»، جلگههای مابین «میان
دورود» و جلگههای مناطق غربی تجن رود تا جویبار.
2. لهجه بابلی: از
مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت
و نواحی جلگلهجهههای حد فاصل فریدونکنار، بابلسر، بهنمیر، کیاکلا تا
روستاهای کوهپایهای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.
3. لهجه آملی: از
کوهستانهای بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق
آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگههای دو سمت هراز، دشت سر و
محمود آباد و کوهپایهها و جلگههای جاده چمستان، میان آمل و نور.
4. لهجه قائمشهری:
شامل سوادکوه و روستاهای جلگهای حد فاصل بین کیاکلا، جویبار و روستاهای
کوهپایهای بیشهسر.
5. لهجه چالوسی و تنکابنی
شرقی: شامل مناطق کلارباستانی، برخی از روستاهای کوهپایهای
منطقه بیرون بشم ولنگا و نواحی جلگهای از آب چالوس و عباس
آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس آباد.
6. لهجه تنکابنی مرکزی:
شامل لهجههای دوهزار و سههزاری و خرمآبادی و گلیجانی
و چالکش یعنی جلگههای حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود.
7. لهجه نوری و نوشهری:
شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و
جلگههای حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.
8. لهجه بهشهری:
شامل «چهاردانگه هزارجریب» از «سورتی» تا «کیاسر» و روستاهای
مناطق جلگهای از «گلوگاه، شاه کلیه» تا انتهای منطقه «قرهطغان
و رودخانه نکارود».
9. لهجه کردکویی:
شامل «هزار جریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گز
شرقی و گز غربی و روستاهای غیر ترکمن نشین از زنگی محله گرگان و چهاردانگه
تا گلوگاه».
10. لهجه
علی آباد کتولی: شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و
مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمود آباد، فاضل آباد و
جلگههای غیرترکمن نشین بلوک استارآباد قدیم.
11. لهجه
فیروزکوهی: شامل شهرستان فیروزکوه، نواحی کوهستانی شهرستان دماوند تا
رودهن و بومهن.
12. لهجه
قصران باستانی: شامل مناطق اوشان، فشم، میگون، لالان،
شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایهای توچلال تا مناطق غربی
رودخانه جاجرود
صنعت گردشگري :
استان مازندران به لحاظ
موقعيت طبيعي و جغرافيايي در بخش طبيعت گردي جزء استانهاي برتر و قطب
گردشگري كشور محسوب مي گردد. نزديك به ۱۲ ميليون نفر گردشگر داخلي و دهها
هزار توريست خارجي هر ساله به منظور گذراندن اوقات فراغت از اين استان ديدن
مي كنند. وجود درياي مازندران (كاسپين ) با ساحل زيبا و مناسب بهمراه
برخورداري از دامنه ها (و پاركهاي) جنگلي و كوهستاني ، وجود قله دماوند با
۵۶۷۰ متر ارتفاع معروف به بام ايران ، غارها، آبشارها ، رودخانه ها ، آبهاي
متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه ها، تالاب ها به ویژه شبه جزیره میانکاله در
بهشهر بیش از ۸۰۰ آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل،
چالوس و ساری، این استان را به مجموعه ای متنوع براي استفاده گردشگران با
انگيزه مختلف بدل نموده است. نزديك به يكصد واحد اقامتي شامل هتل ، متل ،
هتل آپارتمان ، مهمانپذير و مجتمع تفريحي ساحلي ، جنگلي و كوهستاني همراه
با دهها آژانس خدمات مسافرتي و جهانگردي خدمات لازم را به گردشگران ارايه
مي كنند. بنیاد علمی مهندس حریری بابل و موزه هاي: شهر بابل ، مجموعه
فرهنگي كندلوس كجور نوشهر ، موزه تاريخ طبيعي خشكه داران در مسير جاده اصلي
تنكابن - چالوس ، تماشاگه خزر كاخ رامسر و ۰۰۰ امكانات بازديد بيشماری را
برای بازديد گردشگران داخلي و خارجي فراهم آورده است
جاذبه
هاي طبيعي: علاوه بر سواحل دريا ، مناطق جلگه اي سبز ، دامنه جنگلي و
كوهستاني بسيار زيبا به طول ۳۳۸ كيلومتر از شرق به غرب ، سایر جاذبه هاي
طبيعي آن بشرح زير است:
ـ شبه جزيره ميانكاله : يكي از ۱۸ منطقه
بيو سفري كره زمين در بهشهر ، تا خليج گرگان ( آشوراده) ادامه دارد.
ـ
پناهگاه حيات وحش : ميانكاله ، سمسكنده ، دشت ناز و دودانگه و چهار دانگه
در ساري و سياه بيشه در آمل
ـ درياچه ها: ولشت كلاردشت (چالوس) ،
خضرنبي (نوشهر) ، شورمست (سوادكوه) ، سدلار(آمل)
- رودخانه ها :
چالوس ، تجن ساري ، سجاد رود و بابل رود(بابل) ، هراز در آمل ،سرداب رود
چالوس و چشمه کيله تنکابن
ـ آب معدني : آبهاي گرم روستاهاي آبگرم، اسك و
استراباكوه (بائيجان ) در لاريجان آمل در مسير جاده هراز ، رامسر و سادات
محله (رامسر) و آب سرد معدني آمولو (آمل)
ـ غارها : دانيال
(سوادكوه) ، اسك (لاريجان آمل) و هوتو در (بهشهر)
ـ پاركهاي جنگلي : سي
سنگان (نوشهر) و نور از بزرگترين و مهمترين پاركهاي جنگلي استان و كشور
هستند.
ـ جاده هاي توريستي: چالوس ، هراز ، فيروزكوه و سه خط طلاي راه
آهن سوادكوه ( و پل ورسك)
استان با جاذبه هاي فراوان طبيعي و تاريخي و
وجود دهها هتل و مهمان پذير و تأسيسات بين راهي متعدد ، شرايط بسيار مناسبي
را براي ورود ۱۲ميليون گردشگر داخلي و خارجي به مازندران(علاوه بر جمعيت
ساكن نزديك به ۳ ميليون نفر)فراهم آورده است .
طبيعت مازندران
استان مازندران از امكانات و
جاذبه هاي طبيعي و فرهنگي فراواني در توسعه صنعت گردشكري و مبادلات فرهنگي
در سطح منطقه اي و ملي برخوردار است . با توجه به اهميت اكوتوريسم در صنعت
جهانگردي جهان ، مازندران را به دليل موقعيت طبيعي و جغرافيايي بايد در بخش
طبيعت گردي جزء استانهاي برتر كشور به حساب آورد . وجود درياي خزر با ساحل
منحصر به فرد به همراه ۱۲ پارك جنگلي ، ۹ پارك ملي و منطقه حيات وحش ، ۱۲
آبشار مهم ، ۱۰ درياچه و صد ها رودخانه ، آبهاي معدني ، ۴ تالاب ، ۱۸ ييلاق
با آب و هواي عالي و بيش از ۱۷۰ اثر تاريخي و ملي ثبت شده ، اين استان را
به عنوان يكي از مهمترين نقاط گردشگري ايران به ميزبان دوازده ميليون
گردشگر داخلي و بيش از يكصد هزار نفر توريست خارجي در طول سال بدل ساخته
اند .
بيش از ۳۰۰ واحد پذيرايي بين راهي ، ۶۲ هتل و متل ۳۰ ميهمان پذير ،
مجتمع هاي تفريحي و توريستي ، ويلاهاي خصوصي استيجاري بخشي از محصولات
جهانگردي را به ميهمانان عرضه كرده و حدود ۱۰۰ دفتر خدمات مسافرتي و
جهانگردي نيز كار برنامه ريزي گشت ها و تورها را به عهده داشته و راهنمايان
متخصص و آموزش ديده نيز آماده همراهي و هدايت ميهمانان مي باشند.
قله
دماوند بام ايران با شهرتي جهاني يكي از منحصر بفرد ترين جاذبه هاي طبيعي
ايران بشمار مي رود و در ۹۰ كيلومتري شمال شرقي تهران و ۷۵ كيلومتري جنوب
غربي شهر آمل در البرز مركزي و بخش لاريجان قرار دارد و جاده توريستي هراز
كه تهران را به مازندران متصل مي سازد از نزديكي آن عبور مي كند . قله
دماوند پا به پاي ايران زمين از گذشته هاي دور تا به امروز جزء جدايي
ناپذير فرهنگ و افتخارات ايرانيان و مازندرانيها بوده است . اين قله داراي
ويژگيهايي است كه آن را از ۳۰۰ قله مرتفع ديگر خاورميانه متمايز نموده و
جزو قلل منفرد و مخروطي شكل جهان است و با ۵۶۷۱ متر ارتفاي دومين قله
مخروطي جهان بشمار مي رورد .
از جمله زيباترين چشم انداز فرهنگي و
طبيعي كشور پارك جنگلي و تاريخي عباس آباد مي باشد كه در ۹ كيلومتري جنوب
شرقي بهشهر واقع شده است . درياچه پارك به وسعت ۱۰ هكتار با عمارت ميان آن
از جمله شاهكارهاي دوران صفوي است اين عمارت از سنگ و آجر بنا گرديده و در
زمان آبگيري درياچه كاملا به زير آب مي رود و فقط سقف آن همراه با اشجار و
درختچه هاي كوتاه قد نمايان است و بقيه عمارت كه بالغ بر ۱۰ متر است به زير
آب مي رود و بتدريج با كاهش سطح آب نمايان مي شود . دو برج نگهباني آجري و
بناهاي فراوان ديگر در فضاي پارك بر جاي مانده كه همگي مربوط به دوران شاه
عباس صفوي مي باشند .
فهرست جاذبه ها
آب و هوا
آب و هوای مازندران با توجه
به وجود دریا، كوه و جنگل به دو نوع معتدل مرطوب و كوهستانی تقسیم می شود.
آب و هوای معتدل و مرطوب : وجود دریای مازندران و رشته كوههای البرز و
نزدیكی این دو مظهر طبیعت به یكدیگر در نواحی جلگه ای تا كوهپایههای شمالی
البرز، آب و هوای معتدل و مرطوب را به وجود آورده است، تابستانهای آن به
ویژه در سواحل دریا، گرم و مرطوب است. زمستانهای این نواحی معتدل و مرطوب و
به ندرت یخ بندان می شود.
آب و هوای كوهستانی شامل آب و
هوای معتدل كوهستانی و آب و هوای سرد كوهستانی است. دوری از دریا و افزایش
تدریجی ارتفاع در اراضی جلگه ای، تغییرات خاصی را در آب و هوای این استان
پدید آورده است. به طوری كه در ارتفاعات 1800 تا 3000 متری ، آب و هوای
معتدل كوهستانی با زمستانیهای سرد و یخ بندان طولانی و تابستانهای كوتاه و
معتدل وجود دارد.در ارتفاعات بالای 3000 متر كه دمای هوا به شدت پایین می
آید، دارای زمستانی هاس سرد همراه با یخ بندان طولانی و تابستانها كوتاه و
خشك است. در این نواحی هوا غالبا" برفی است و در ارتفاعات مهم چون تخت
سلیمان و دماوند یخچالهای كوهستانی و طبیعی ایجاد شده است. میانگین میزان
ریزش باران در این استان كمتر از گیلان است.
منابع آب
دریای مازنداران(کاسپین)
بزرگترین دریاچه جهان است. این دریا با وسعتی حدود 438000 كیلومتر مربع ،
بزرگترین دریاچه جهان به شمار می رود. و در بین كشورهای ایران، روسیه ،
تركمنستان ، قزاقستان و آذربایجان واقع شده است. سطح آب این دریاچه در
دورانهای گذشته بالاتر از سطح دریاهای آزاد بوده است.087/0 از آب
رودخانههای ولگاو اورال در روسیه 07/ 0 رودخانههای سواحلی غربی و 5/0
رودخانه سواحلی جنوبی در ایران به این دریا می ریزد . حجم آب دریای
مازندران 79319 كیلومتر مكعب است. این دریاچه یكی از میدانهای گسترده و
غنی نفتی جهان است.
رود ها
بیشتر رودهای جاری در
مازندران دایمی هستند. در نواحی كوهستانی در فصل زمستان واوایل بهار پر آب و
در تابستان كم آب و گاهی خشك است. طول رودهای غرب این استان به دلیل نزدیك
بودن كوه به دریا كوتاه تر و رودهای شرقی طولاتی تر است. رودهایی كه به
جنوب به شمال در جریان است عبارتند از : رودهای هراز، چالوس، تجن، تالار و
بابل كه به دریای مازندران می ریزد.از دیگر منابع آب این استان دریاچههای
كوچك محلی است كه به هنگام طغیان رودها در قسمت هایی كه سطح آبهای
زیرزمینی بالا است به وجود می آید و برای كشاورزی، صید و شكار مورد استفادع
قرار می گیرد. نوع دیگر ذخایر آبی و مهار سیلاب ( آب بندان ) است كه در آن
ماهی پرورش می یابد. دریاچه دایمی ( ولشت ) یا ( سما ) در شمال غربی مرزن
آباد شهرستان چالوس یكی دیگر از منابع آبی طبیعی است كه از جوشش چشمههای
اطراف تشكیل شده و از جاذبههای گردشگری استان است. در مازندران چشمههای
آب معدنی فراوانی یافت میشود كه خاصیت درمانی دارد و در معالجه امراض
پوستی، مفصلی ، عصبی، و گوارشی موثرند، چشمههای ( آب اسك ) ( لاریجان ) (
آملو ) و ( استراباكو ) در شهرستان آمل جاده هراز و حمامهای آب معدنی (
گوگردی ) در شهرهای رامسر و كتالم و سادات محله شهرستان رامسر از آن جمله
اند.
تاریخ
با کشفیات دانشمندان در
غارهای هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسانها در 75 هزار سال پیش از این
بدست آمده است، علاوه بر این، باستانشناسی در گوهر تپه، که ثابت کرد
مازندران و گلستان بیش از 5 هزار سال پیشینه تمدن شهری دارند، مازندران را
به یکی از مهترین پایگاههای باستانشناسی در منطقه خاورمیانه شناسانده است
و آن در فرهنگ سازی و تمدن شهرنشینی مردم در ایران نقش مهمی را ایفا کرده
است، مازندران جزوی از قلمرو پادشاهی ورگانا، و پس از آن یکی از استانهای
مهم پادشاهی تبرستان (که پس از شاه عباس تبرستان ایالتی از ایران و
مازندران استانی از این ایالت شد)، بوده است. مردم بومی آن تپوری
(مازندرانی)وآمارد وگیلک هستند، بر اساس یک افسانه رایج در میان آنها، نسب و
اصالت آنها به خانواده پیامبر نوح می رسد که مردم بومی اعتقاد دارند کشتی
اش در البرز آرمیده است، اقتصاد مازندران کاملاً به طبیعت پرنعمتش
وابستهاست، که از راه کشاورزی و مواد غذایی با داشتن بالاترین تولید
فرآوردههای غذایی دریایی در میان همه مناطق ایران و کشورهای همسایه از
جمله خاویار ، در این استان مورد بهره برداری واقع میشود، همچنین، صنعت
گردشگری، که هر ساله بیش از دوازده میلیون مسافر از مازندران دیدن میکنند.
وقایع تلخ تاریخی
- سال ۲۹۸ حمله روسیه.
- سال ۳۲۳ سیلاب و طغیان تجینه رود (تجن).
- سال ۳۲۶ سیل و با گل و لای یکسان
شدن ساری.
- سال ۴۲۶ حمله سلطان محمود غزنوی و
ویرانیهای وی.
- سال ۵۹۸ آتش سوزی در ساری.
- سال ۷۹۵ حمله تیمور و به خاک و
خون کشیدن ساری و مردمانش.
- سال ۱۰۱۷ زمین لرزه بزرگی در ساری
روی داد.
- سال ۱۰۴۵ حمله روس و آتش کشیدن
فرح آباد و ساری.
- سال ۱۰۹۸ زلزله هولناک در ساری.
- سالهای ۱۱۹۴-۱۲۰۵ جنگهای داخلی
برادران و دشمنان آقا محمد شاه.
- سال ۱۲۲۳ زلزله بزرگ در ساری
- سال ۱۲۳۵ بیماری طاعون.
- سال ۱۳۲۰ بیماری تیفوس.
مراسم محلی مازندران
مازندران از فرهنگ و تمدن
بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و
دیرینه مراسمهای باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با
شکوهی در این دیار کهن برگزار میگردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام،
برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب
اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر
متفاوت است.
نوروز خوانی
نوروز خوانان معمولا" پانزده
روز قبل از فرا رسیدن عید نوروز به داخل روستاها میآیند و با خواندن اشعار
در مدح امامان ترانههای محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده میدهند.
نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را میخواند، یک نفر ساز
میزند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) میگویند به در خانههای مردم
میرود و میخواند:
باد بِهارون بِیَمو / نِئروز
سِلطون بِیَمو
مژده هادین دوستان رِ / گل بیَمو گلستون رِ
بهار آمد
بهار آمد خِش آمد / علی با ذولفقار آمد، خوش آمد
نِئروزتان نِئروز دیگر / شِه
ما رِ سال نِئ بووئه مِوارِک
صاحب خانه نیز با دادن پول،
شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی میکند .
چهارشنبه سوری
از مراسم به جامانده در
سرزمینهای آریایی (ایران و مازندران)، چهارشنبه سوری است که در پایان
چهارشنبه هر سال برگزار میشود. صبح روز چهارشنبه آش هفت ترشی، درست
میکنند. آشی که هفت نوع ترشی مانند آب نارنج، آب لیمو، آب انار، سرکه،
گوجه سبز، و آب ازگیل در آن میریزند و بعد از آماده شدن بین همسایهها پخش
میکنند غروب روز میخوانند با آرزوی شادی و خوشی برای خود و خانواده خود
از روی آتش میپرند. آنها میخوانند : چهارشنبه سوری کمی پارسال دسوری کمی،
امسال دسوری کمی
روستاي گرجي محله را ميتوان مهد موسيقي شرق مازندران دانست .دو استاد بزرگ -محمد رضا اسحاقي و محمد الياسي از اخرين باز ماندهاي نوروزخوانان ميباشند
عید نوروز
هنگام تحویل سال افراد
خانواده دور سفره هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده
مینشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل میخواند منتظر سال نو
میشوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با
تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام میداشتند. بعد از این که
سال نو شد کسی که به عنوان مادرمه انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن،
آیینه، اب، سبزه و شاخههای سبز جوان قرار دارد وارد خانه میشود چهارگوشه
اتاقها را آب میپاشد قرآن را کنار سفره هفت سین میگذارد و شاخههای سبز
(درخت آلوچه) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد،
جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق میگذارد. دراین روز مادر خانه،
غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست میکند. علاوه بر آن غذایی به
عنوان خیرات برای اموات میپزند و بین مردم پخش میکنند. در غروب شب اول
سال به این اعتقاد که چراغ خانه آنها همیشه روشن و نورانی باشد، به سر در
خانهها شمع یا شعله آتش آویزان میکنند.
جشن نوروز ماه
مردم مازندران در اواسط مرداد
ماه خورشیدی (مِرما گاهشمار مازندرانی) جشنی به نام نوروز ماه دارند وقتی
که اولین محصول برنج زودرس رسید بعد از جمع آوری و درو با همان برنج غذا
درست میکنند و درخارج از روستا جشن پایان کار میگیرند. این مراسم دست
مانند سیزده به در است و اعتقاد دارند که این روز را حتما" باید بیرون از
روستا به سر برد در واقع این جشن یک نوع سپاسگزاری به درگاه خداوند است.
مراسم سیزدهم تیرماه
از دیگر مراسم سنتی و رسمی
مازندران تیرماه سیزده است که در اواسط آبان هر سال برگزار میشود. البته
روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد. میگویند که شب تولد امام
علی است. میگویند پیروزی کاوه بر ضحاک و آرش کمانگیر و جشن مهرگان است. در
این شب همه خانواده کنار هم جمع میشوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و
گوش دادن به قصه و افسانههای بزرگ ترها سپری میکنند جوانان هم با در دست
داشتن ترکهای بلند که کیسهای به انتهای آن بسته شده است. همراه کودکان
به در خانهها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانهها و لال بازی از
صاحب خانه تقاضای هدیه میکنند به آنها پول، میوه، شیرینی داده
میشود.هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچهها شروع به حرکت میکند
این اشعار را میخواند: لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن
دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ما ارزون نوه، لال مار
رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه، لال آمده، لال آمده،
پارسال و امسال امده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال
کوچک میآید، کسی که شیرینی پیس کنده میخواهد میآید، سال و ماه ارزان
نمیشود، لال بزرگ رسوا نمیشود، لال میآید، لال کوچک میآید، پارسال رفته
امسال میآید.
آرش کمانگیر
در برخی دیگر از نقاط
مازندران نیز آن را منسوب به پرتاب تیر آرش از ساری به سوی ملک توران که
موجب پایان بخشیدن به جنگهای چند ساله ایران و توران گردید میدانند و آن
را در 12 تا 15 ماه تیر ( بسته به اعتقادات محلی ) و همین طور بنابر تقویم
مازندرانی یا تقویم خورشیدی جشن میگیرند، شایان ذکر است که تیرما سیزده شو
بسیار پابرجاست و از اهمیت ویژهای برخوردار است و هرگز فراموش شدنی نیست
هرچند در مورد آن اختلافات زیادی وجود دارد.
آیین سنتی ۲۶ عید ماه
آیین ویژه سنتی ۲۶ عید ماه
طبری هر سال در تاریخ ۲۸ تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار
میشود. در روستای امامزاده حسن سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام
میشود این رسم به جشن مردگان نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای
مردم در زمانهای قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه
ضحاک پادشاه را در سرزمین مازندران و در دماوند کوه به بند میکشد، مردم
خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوتهها به یکدیگر اطلاع میدهند. و
فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه کشتی این پیروزی را گرامی میدارند.
امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن میآیند و علاوه بر
خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه
کشتی سنتی لوچر میشوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد
میآیند و به مصاف هم میروند.در مناطق جلگهای جشن مردگان در آرامگاهها
برگزار میشود
مراسم چاه برف
یکی از مراسم قابل توجه در
ارتباط با آب در روستای اسک واقع در جاده هزار مراسم ورف چال است. این
مراسم در یکی از روزهای جمعه در فاصله اول تا پانزده اردیبهشت ماه که آخرین
برفهای زمستانی در حال ذوب شدن است. انجام میشود. تاریخ اجرای این مراسم
قبلا" از طرف بزرگان محل به اطلاع عموم رسانده میشود. در این روز کلیه
مردان محل جهت انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف
صبحانه با همراه داشتن غذای ظهرو بساط میوه و چای از روستا را ندارد و امور
روستا در این روز در دست زنهای محل است که با اجتماع درمساجد و نقاط دیگر
به اجرای برنامههایی مانند عروس و داماد شاه وزیر بازی و ... سرگرم هستند
از ورود هر مردی به داخل روستا جلوگیری میشود در صورتی که مردی به تذکرات
و اخطار آنها توجهی نکند و داخل روستا شود به شدت با چوب به وسیله زنهای
محل تنبیه میگردد. مردان روستا پس از رسیدن به محل ورف چال که از دوران
گذشته چاهی درآنجا برای جمع آوری برف به وسیله شخصی به نام سید حسن ولی حفر
شده و مقبره او نیز در روستای نیاک محل زیارت اهالی منطقه است اقدام به
جدا کردن قطعات برف از کوه میکنند و هر کس به توانایی خود مقداری از قطعات
آخرین برف زمستانی را به داخل چاه میریزد. پس از پرشدن چاه از برف و
پوشانیدن در چاه مردان به صرف ناهار و چای و میوه در اطراف چاه میپردازند و
نماز به جامی آورند. سپس همگی به روستا باز میگردند. این مراسم ریشه در
مبارزه با کم آبی برای مسافران و دامها در فصل تابستان دارد با توجه به
این که منطقه مورد بحث در گذشته یکی از مناطق دامداری محسوب میشد،
دامدارها برای تأمین آب مورد نیاز دامها در فصل تابستان که برفهای روی
کوه آب میشد اقدام به ذخیره برف در این چاه میکردند تا درموقع کم آبی، آب
مورد نیاز دامها را فراهم کنند. امروزه منطقه مورد بحث اهمیت کذشته خود
را از نظر پرورش دام از دست داده ولی این سنت قدیمی همچنان در بین اهالی
محل ادامه دارد.
شب یلدا
شب اول زمستان بنا به سنت
دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع میشوند و با خوردن هندوانه ماست و
میوه و آجیل سرمای فصل زمستان را از خود دوی میکنند اعتقاد بر این است که
با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در
این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی میگیرند اگر
کسی آنها را ندید و نشناخت حتما" به آنچه نیت کردهاند خواهند رسید.
نوروز بل
بل در زبان محلی به معنی آتش
است. به معنی جشن آتش نوروزی که در 10 تیرماه برگزار میشود. این جشن
همانندی زیادی با جشن آگرنوروژی در کردستان دارد.
نورگون
نورگون به معنی گونهای شعله
ور جشنی است که در منطقه کوهستانی مازندران در روز 21 تیرماه برگزار میشود.
مرکز این جشن در روستای نوا از توابع آمل است.
مراسم ماه محرم
کلیه تکایا مساجد و خانهها
از چند روز پیش از ماه محرم سیاه پوش میشوند و از روز اول ماه محرم مراسم
عزاداری آغاز میشود مردم در دسته و هیاتهای زنجیر زنی و سینه زنی به
مساجد و تکایا میروند و کسانی که نذر دارند نذورات خود را اعم از آش خرما،
شربت، و غذا .. بین مردم پخش میکنند. در روستای نوا از توابع آمل، مراسم
نخل گردانی، معمول است. از روز اول تا هفتم مردم به عزاداری میپردازند و
سعی دارند تا در این روز کلیه نذورات خود را ادا کنند در روز هفتم همه مردم
به کنار نخلی میروند و به آن سلام میکنند اعتقاد بر این است که نخل
تابوت امام حسین (ع) است. در روز هشتم نخل را بیرون میآورند و در محلهها
میگردانند. مردم نیز همراه نخل میروند به این مراسم اصطلاحا" نخل گردانی
میگویند.کسانی که نذر شیر دارند در روز هشتم، نهم، دهم، همراه نخل گردانی
شیر بین مردم پخش میکنند نخلها را به در هر خانه که میبرند صاحب خانه
نذر خود مانند شربت، خرما، شیر، دود کردن اسپند را به جا میآورد اگر نذر
قربانی داشته باشند قربانی میکنند در روز نهم و دهم محرم همین مراسم صورت
میگیرد در شب دهم عاشورا،که شام غربیان است نخل را دور محله میگرداند و
همه مردم پابرهمه و شمع به دست همراه نخل به امامزاده میروند و تا صبح به
سینه زنی و عزاداری میپردازند. تا چند سال پیش مراسم تعزیه خوانی نیز در
محرم برگزار میشد. امروزه در روستاها کم و بیش تعزیه خوانده میشود.
آداب ماه رمضان
ماه رمضان به ماه مبارک نام
برده میشود چون ماه تهذیب نفس و اخلاق است و همه سعی دارند که با ادای
فرایض دینی و برپایی نماز جماعت از ثواب این ماه بیشتر بهره مند شوند. در
این ماه صله رحم را به جای آورده و به فقرا و محرومان و آشنایان افطاری
میدهند.در شبهای قدر و احیا که شب نزول قرآن است. درروضه خوانی کشته شدن
علی شرکت کرده به سوگواری میپردازند زنان و مردان شبهای قدر را احیا نگه
میدارند تا صبح بیدار میمانند دعا میخوانند و قرا، بر سر میگذارند.
عید غدیر
در این روز که خاص عید سادات
است مردم به دیدن سادات میروند. و سکهای را به عنوان ته کیسه یا پارچه
سبز و سفید رنگ از دست سید یا سیده به عنوان تبرک دریافت میدارنددر این
روز گوسفند یا بره قربانی را حنا میبندند و تا آفتاب نزده قربانی میکنند
کسانی که نذر دارند به هر نیتی که باشد انگشت به خون میزنند و به پیشانی
میمالند همچنین اعتقاد دارند در روز عید قربان بعد از قربانی کردن نباید
از خانه خارج شوند و سرکار بروند در منزل هم کاری انجام نمیدهند تا قربانی
آنها رد بشود.
مراسم تمناس باران
از انجا که اساس معیشت و
کشاورزی بر پایه آب است، بنابر این کم و یا زیاد بودن باران و آب مشکلاتی
را ایجاد میکند. اگر باران کم ببارد و دچار کمبود آب بشوند مراسم خاصی را
به جای میآورندتا خداوند دعای آنها را مستجاب کرده وباران بفرستد.مراسمی
که برای تمنای باران دارند به این شرح است: اهالی روستا همگی به امامزاده
مسجد یا میدان بزرگ روستا و یا خارج از روستا میروند دعا میکنند و سید
گوشهای از جلد قرآن را خیس میکند یا منبر را به این نیت که باران بیاید،
با گلاب میشوید. علاوه بر این مرسوم است که همه مردم شیر و برنج جمع
میکنند و با آن شیر برنج درست کرده میخورند و مقداری از آن را با این
باور که باران ببارد روی پشت بام میریزند.
مراسم باران خواهی
یکی از مراسم رایج به هنگام
خشک سالی مراسم باران خواهی است. به این منظور ابتدا از اهالی محل مواد
اولیه برای پخت شیر و برنج و یا آش مورد نظر آنها جمع آوری میشود در روز
معین اهالی در مکان مقدسی مانند مسجد، تکیه، امامزاده و یا در اطراف درخت
مقدس جمع میشوند و پس از پخت آش به وسیله زنهای محل، مراسم دعا وروضه
خوانی انجام میشود و از خداوند طلب باران میکنند. پس از صرف آش مراسم به
پایان میرسد.از دیگر عقاید مردم منطقه در این زمینه، گذاشتند پایه منبر در
آب و یا ریختن آب به روی فردی سید است.
آفتاب خواهی
اگر بارندگی زیاد باشد برای
این باران بند بیاید نام هفت یا چهل کچل را بر کاغذ مینویسند و آن به بندی
آویزان میکنند تا باد بخورد و باران قطع شود یا با خواندن دعا و نذورات
مختلف از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشید میکنند.
در روستای کرات
کیاسر از توابع ساری، اگر باران ببارد و مانع فعالیت کشاورزی شود، زنهای
روستا به طور جمعی شعر زیر را میخوانند: باران کو، باران بی پایان کو،
گندم که زیر خاکه، از تشنگی هلاکه، یا سلیمان، روز آفتاب و شب باران.
در
روستا ولویه کیاسر ساری هنگامی که باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد
برای بند آمدن آن بچههای روستا قوطیهای حلبی را به نخی میبندند و دو سر
نخ را میگیرند و در کوچههای محل راه میروند و دسته جمعی شعر زیر را
میخوانند: قوطی قوطی افتاب کن، یک مشت برنج تو ابا کن، ما بچههای گرگیم،
از سرمایی بَمِردیم، یا قرا، یا کتاب فردا بشه آفتاب.
در روستای کلیج
کلا دودانگه در هنگام بارش زیاد باران، بچههای محل لباس کهنه میپوشند و
با جارو و گل و لای کوچهها را به هم میزنند و میخ وانند بابروم بابروم،
امروز آفتاب فردا آفتاب پیرا (پس فردا(آفتاب آنگاه افراد هر خانواده به
بچهها مواد غذایی و یا شیرینی میدهند.در روستای علی اباد منطقه سواد کوه،
وقت بارش زیاد باران اهالی محل پارچهای را از امامزاده شاهزاده حسین
میربایند پس از آفتابی شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه دیگر به
امامزاده پس میدهند.
گرفتن ماه و خورشید
گرفتگی ماه و خورشید را ظل
(تاریکی) مینامند و معتقدند که اژدهایی جلوی آن را گرفته است در این حالت
برای رهایی و برطرف شدن تاریکی از ماه به پشت بامها میروند بر ظرف مسی
میکوبند و با تفنگی تیراندازی میکنند. علاوه بر اینها نماز ایات
میخوانند و دعا میکنند.
گهواره بندی
در بیشتر نقاط شهری و روستایی
مازندران رسم بر این است که در دهمین روز تولد نوزاد عدهای از بستگان و
آشنایان برای صرف ناهار دعوت شوند پس از صرف ناهار و چای و شیرینی مادر
بزرگ و یا قابلهٔ کودک را در گهواره میبندند در بعضی مناطق اگر نوزاد
فرزند اول باشداین وظیفه را مادر بزرگ طرف مادری به عهده میگیرد سپس
مدعوین پولی به عنوان هدیه در گهواره طفل میگذارند.در بعضی از روستاهای
شهرستان نور پس از خوابانیدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادری نوزاد، روی
گهواره گردو یا نبات میشکنند و یا گهواره را چند بار به شدت تکان میدهند
این کار به این دلیل انجام میشود که اگر در طول زندگی بین پدر و مادر
نزاعی رخ داد گوش طفل به سر و صدا عادت کرده باشد.


|
قائمشهر |
|
|
|
اطلاعات کلی |
|
کشور: |
ایران |
|
استان: |
مازندران |
|
شهرستان: |
قائمشهر |
|
بخش: |
مرکزی |
|
نامهای قدیمی: |
شاهی، علیآباد |
|
مردم |
|
جمعیت: |
۲۶۰.۰۰۰ |
|
جغرافیای طبیعی |
|
ارتفاع از سطح دریا: |
۴۹ متر |
قائمشهر
شهرستان قائمشهر شهرستانی است
در استان مازندران. مرکز این شهرستان شهر قائمشهر است. مساحت
شهرستان قائمشهر ۵/۴۵۸ کیلومتر مربع است که 1.93 درصد کل مساحت استان را
به خود اختصاص دادهاست. شهرستان قائمشهر دارای ۲ شهر، ۲ بخش، ۶ دهستان،
۱۵۶ آبادی دارای سکنه و ۳ آبادی خالی از سکنه است.
طول و عرض جغرافیایی شهرستان
قائمشهر این شهرستان بین ۳۶ درجه و ۲۱ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۸ دقیقه عرض
شمالی و ۵۲ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۵۳ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار
گرینویچ قرار گرفتهاست. حدود شهرستان قائمشهر از جنوب با شهرستان سوادکوه
از شمال با شهرستان جویبار، از مشرق با شهرستان ساری و از مغرب با شهرستان
بابل هم مرز میباشد.
راه آهن سراسری در شمال وارد
این شهر شده و سپس تا گرگان ادامه مییابد. راههای اسفالته این شهر از
فیروزکوه و همچنین از آمل به تهران متصل است. اشتغال مردم شهر بیشتر در امر
صنایع ماشینی است. کارخانههای نساجی، گونی بافی، کنسرو سازی، فرش بافی،
دستمال بافی حریر و پنبه پاک کنی در این شهر وجود دارد. نسبت به وسعتش پر
تراکمترین شهر مازندران به حساب میآید. علت این تراکم هم صنعتی بودن این
شهر است .
تاریخچه
شهرستان قائمشهر براساس
شواهد و قراین از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف رضا و یا آرامگاه
علامه فقیه شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری
خبر میدهد و با توجه به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه
با نام علی آباد نهاده شد که شامل قریهای با واحدهای تجاری و مسکونی در
حوالی میدان طالقانی امروزی و محلههایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر
چمنو (جمنان فعلی) قادیکلا و کوچکسرا در حاشیه بودهاست که بعد از انقراض
دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی به لحاظ موقعیت خاص منطقهای (محل
عبور کاروانهای تجارتی و زیارتی از استانهای همجوار مانند تهران گیلان و
خراسان). حکومت آن زمان را بر آن داشت که در شهر واحدهای صنعتی کوچک و بزرگ
از قبیل کارخانجات نساجی و گونی بافی و چوب بری و شالیکوبی دایر کند.
نام کهن این شهرستان عشق
آباد، قصر شیرین علی آباد و شاهي بود. قائمشهر حدود ۷۵ سال قبل شهری کوچک
به نام علی آباد بود. ساکنان اصلی شهرستان قائمشهر از نژاد تپوری (ساکنان
اصلی مازندران) هستند.
چمعیت آن چند صد نفر بود و
روزهای چهار شنبه در آن بازار هفتگی برپا میشد. از سال ۱۳۰۸ به تدریج
کارخانههای صنعتی در این شهر احداث شد. و این عوامل و نیز احداث راه آهن
سراسری موجبات توسعه آن را فراهم آورد. این مسایل باعث شد که مردم از اطراف
و اکناف و سایر ولایات کشور به این سامان مهاجرت نمایند و نهایتا در سال
۱۳۱۳ علی آباد تبدیل به شهرستان شاهی شد و در این مقطع از زمان با احداث
راه آهن سراسری و توسعه صنایع نساجی در این شهرستان کم کم به جمعیت و توسعه
عمرانی و ساخت و ساز شهر افزوده شد. در سال ۱۳۵۷ پس از انقلاب اسلامی نام
این شهر به قائمشهر تغییر یافت.
از آثار تاریخی و اماکن مذهبی
قائمشهر، میتوان بهامامزادهها، از جمله امامزاده محمد در جاده کیاکلا،
آرامگاه شیخ طبرسی در دهستان بالا تجن و تپههای باستانی به ویژه تپه
باستانی گردکوه در جمنان را نام برد.
وضعیت جغرافیایی
با توجه به سوابق موجود بنای
اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی آباد نهاده شد که شامل قریهای
با واحدهای تجاری و مسکونی در حوالی میدان طالقانی امروزی و محلههایی در
اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو (جمنان فعلی - که در حال حاضر بخشی از خود
شهر میباشد) قادیکلای بزرگ و کوچکسرا در حاشیه بودهاست که بعد از انقراض
دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی به لحاظ موقعیت خاص منطقهای (محل
عبور کاروانهای تجارتی و زیارتی از استانهای همجوار مانند تهران گیلان و
خراسان).
رودخانهها
رودخانههای تلار و سیاهرود
از ارتفاعات کوههای شهرستان سوادکوه، در جنوب شهرستان قائمشهر سرچشمه
گرفته و پس از مشروب کردن شهرهای سواد کوه، سیاهرود از شرق و تلار از غرب
قائمشهر گذشته و به دریای خزر میریزند.
جمعیت
جمعیت شهرستان قائمشهر بر
اساس سرشمار سالی ۱۳۸۵ نزدیک به ۲۶۰.۰۰۰نفر است. این شهرستان در حال حاضر
از دو شهر قائمشهر و کیاکلا و یک بخش مرکزی تشکیل شدهاست. ترکیب جمعیتی
شهرستان با توجه به مهاجرپذیر بودن آن شامل اقوام مختلفی از جمله
سوادکوهیها، آذریها، شهمیرزادیها، سمنانیها، گرمساریها، بربریها،
مهاجرین پراکنده دیگری از سایر مناطق ایران و کشورهای مجاور(بویژه مهاجران
انقلاب سرخ شوروی سابق) و ساکنان بومی است که اغلب آنها ضمن تسلط بر زبان
فارسی کشور، به زبان مازندرانی و تعدادی نیز علاوه بر مازندرانی، به زبانها
و لهجهههای آذری، گیلانی، سمنانی، شهمیرزادی و... سخن میگویند.
منابع طبیعی و جنگلها
با توجه به اوضاع طبیعی
شهرستان قائمشهر، بارش و رطوبت جهت ایجاد پوشش گیاهی فراهم است. البته
پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری که نفوذ
رطوبت دریآی خزر از بین رفته و یآ به کمترین مقدار میرسد، از تراکم جنگل
بسیار کم میشود و بمرور بجای جنگل مراتع جایگزین میشود. در شهرستان
قائمشهر فصل خشک به طور کامل وجود ندارد.
جنگل
شروع جنگل قائمشهر از کوه
پایههای البرز شمالی است که دارای حداکثر بارندگی است و میزان گسترش جنگل
در گذشته به طرف دشت بیشتر بودهاست که به مرور به منظور تهیه اراضی
مزروعی، درختان جنگل کاملاً بریده شدهاندو یا به صورت بقایای جنگل مخروبه
با درختان پهن برگ دیده میشوند. به طور کلی جنگلها در حاشیه جنوبی
قائمشهر دارای تراکم بیشتری است و انواع درختان مانند راش، ممرز، توسکا و
کلهر ملج انجیلی و... را میتوان دید. پارک جنگلی تالار نیز یکی از پارکهای
جنگلی معروف شهرستان قائمشهر است که در سال ۱۳۷۱ تأسیس شده و مساحت آن
بالغ بر ۱۶۰ هکتار است. فرآوردههای جنگلی عبارت است از: ذغال، چوب، هیزم،
چوب آلات تبدیلی
این جنگل در ۱۰ کیلومتری
قائمشهر قراردارد. و پوشیده از درختان آزاد، ممرز، توسکا، بلوط، اوجا،
ملچ، عرعر، انجیر، ولیک، شمشاد، انار، بوته تمشک و.. با چشم اندازهایی
بسیار زیبا و بدیع دارای امکانات بهداشتی و تفریحی مثل زمین فوتبال میبباشد
روستاهاي شهرستان قائمشهر
ولوند، استرآباد محله،
آسیابسر، اوجی تالار، بارفکلا، بالارستم حاجی، پایین رستم، شاهکلا
سعیدکاشی، افراکتی، بالاجنیدلاک پل، سراجکلا، سنگکتی، قراخیل، واکیکلا،
ترکمنخیل، فندری، گزنهکلا، خرماکلا، قلزمکلا، افرا، سوختهکلا، موسیخیل،
حاجیکلا، چمرانده، شامیکلا، طارسیکلا، فندری نماورکلا، بایکلا، کاردگر
خطیر، چفتکلا، شیخ کلی، دیزآباد، رنگریزکلا، کشکا، نوکلا، نوگیری،
بیبیکلا، تیل خانی، حاجیکلا صنم، صنم، کلاردره، کمانگیرکلا، پاشاکلا،
ملکخیل، میکلا، حاجیکلا ارزنو، گاوان آهنگر، باغدشت، خطیرکلا،
میدانسر.ایوک، بورخیل،فرامرز کلا، کتی لته، منگل، هتکه لو،
شیخ رجه، لهرم تلوک،
مهدیآباد، بالافراکتی، پاشاکلا افراکتی، پایین افراکتی، بورخیل ارطه،
پایین لموک، قادیکلا ارطه، ارطه دشت، افراتخت، ابوخیل ارطه، جوجاده ارطه،
قاسمخیل ارطه، کفشگرکلا ارطه
اسکندرکلا، دنجکلا، ملککلا،
تالارپشت سفلی، متانکلا، تالارپشت علیا، شهرودکلا، مچهبن، واسکس،
وسطیکلا، شهرک یثرب، ابمال، چپی، گلافشان، چاله زمین، فولادکلا، قادیکلا
بزرگ، آهنگرکلا.هفت تن
افراپل، پایین جاده، المشیر،
گیلهکلا، رستمکلا، ابجر، قادیکلا، موارمکلا، اوجابندان، ذیلت، آهنگرکلا
نوکنده، رکابدارکلا، بالالموک، زاهدکلا، کاسگرکلا، لهمال، پرچیکلا،
خمیرکنده، کروا، نوده، حاجیآباد، چفتسر، چمازکتی، خنار درویش، گلاگر
محله، هردورود، دشتیان، دوک، دیوکلا سفلی، دیوکلا علیا، فوریجا
پرچینک، ریکنده، سید ابوصالح،
سیفکتی، کوتنا، کرچنگ، میانرود، ساروکلا
طالار پشت، مری، سالدوزکلا
بالا، موسیکلا، قجرتپه، آهنگرکلا، اختهچی، خراطکلا، سمناکلا، نجارکلا
قدیم، پازیکخیل، رضوانکلا، سنگتاب، کارتیجکلا، گوشیکلا، گوشتیکلا،
زیارکلا، شیرخوارکلا، صلحدارکلا، لالهزار کتی
برجیخیل، دینهسر رکنکلا،
ملاکلا، بالا دسته رکنکلا، پایین دسته رکنکلا، پهناجی، تنبلا، جمالکلا،
نجارکلا جدید، سوخت آبندان، سید محله، وازیمال